نگذاشتیم قحطی شود

نگذاشتیم قحطی شود

نگذاشتیم قحطی شود؛ همه تصور می‌کردند تا الان باید قحطی ایجاد شده باشد نه اینکه فقط تورم داشته باشیم، بلکه باید با قحطی مواجه می‌شدیم. چرا قحطی نشده است؟ چون اقدامات بسیار زیادی انجام شده تا کالا اکنون در دسترس مردم باشد.

به گزارش ، رئیس جمهوری به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت دولت چهاردهم در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم به پرسش‌هایی درباره آخرین وضعیت کشور نسبت به جنگ و صلح، بازسازی آسیب‌های جنگ، اجرای مهمترین طرح‌های دولت از کالابرگ، بنزین و نظایر آن پاسخ داد.

متن کامل این گفت‌وگو به صورت دسته‌بندی موضوعی تنظیم شده و پرسش‌ها حذف و به جای آن، عنوان اصلی هر پرسش به همراه پاسخ‌های رئیس جمهور آمده است که در ادامه می‌خوانید.

تفاهم اسلام‌آباد؟

 پیش از آنکه به اسلام‌آباد برسد، در شورای عالی‌امنیت ملی شکل گرفت. همه کسانی که دست‌اندرکار بودند؛ چه فرماندهان ما، چه رئیس قوه قضائیه، چه رئیس قوه مقننه و چه افراد دیگری که از وزارتخانه‌ها و دولت بودند، با نگاهی کاملاً کارشناسانه و عاقلانه به یک جمع‌بندی رسیدند.

بر اساس پیشنهاد و نظر رهبری که فرموده بودند اگر سه‌چهارم اعضا به این نگاه رأی بدهند، ما هم خواهیم پذیرفت، از 13 نفر، 12 نفر رأی دادند. یعنی بر مبنای عقل جمعی توانستیم به یک تفاهم‌نامه برسیم. در این تفاهم‌نامه، به اعتقاد همه کسانی که چه در داخل و چه در خارج، با نگاهی سیاسی آن را بررسی می‌کنند، ما برنده‌ایم.

در بیش از 9 بند این تفاهم‌نامه، طرف مقابل باید اقداماتی انجام دهد و در دو یا سه بند نیز ما باید اقداماتی انجام دهیم. درباره یک بند هم باید گفت‌وگو کنیم که آن هم به مباحث هسته‌ای برمی‌گردد و درنهایت باید در همان روند دنبال شود. این عقل جمعی دستاورد بسیار بزرگی بود و همه کارشناسانی که آن را تحلیل می‌کنند، ایران را برنده می‌دانند.

در روند کاری که داشتیم، نهایتاً این اقدامات را شروع کردند؛ محاصره را برداشتند، تحریم‌ها را برداشتند و جنگ لبنان نیز قرار بود متوقف شود که آن را متوقف کردند. پول‌های ما را داشتند آزاد می‌کردند؛ یعنی در جریان گفت‌وگوها، این اتفاق در حال رخ‌دادن بود. کارشناسان ما نیز در حال تنظیم و تدوین برنامه‌های سرمایه‌گذاری تا سقف 300 میلیارد دلار بودند.

ما هم قرار بود در آن مدت، مسیر تنگه هرمز را باز کنیم تا وضعیت به حالت اول برگردد. در بندی که به تنگه هرمز مربوط بود، آن‌ها می‌بایست چارچوب‌های جمهوری اسلامی را رعایت می‌کردند. چون این چارچوب‌ها را رعایت نکردند، تفاهم‌نامه دوباره به هم خورد.

اکنون دوباره در روند گفت‌وگو قرار داریم. نقشه مسیر عبور از تنگه هرمز را کارشناسان ما، برادرانمان در سپاه، نیروهای امنیتی و نظامی و گروهی که در حال گفت‌وگو هستند، خدمت رهبر عزیزمان ارائه کرده‌اند و توافقی حاصل شده است.

مسیری که درباره آن توافق کردیم، قرار بود با موافقت جمهوری اسلامی باز شود و این توافق نیز صورت گرفته است. عمانی‌ها در ابتدا تا حدی همراهی کردند، اما بعد اعتراض‌هایی داشتند. نهایتاً دیروز یا پریروز ــ فکر می‌کنم پریروز بود ــ عمانی‌ها آمدند و دوباره با ما به تفاهم رسیدند. پذیرفتند که ایران و عمان، در آن چارچوب و بر اساس نقشه هماهنگ‌شده، مسیر را باز کنند.

اکنون نیز در حال پیگیری هستیم که اگر این مسیر بر اساس همان چارچوب‌ها باز شود، آمریکا هم به تعهدات خود عمل کند؛ محاصره و تحریم‌ها را بردارد، محدودیت‌های مربوط به نفت و مسائل پتروشیمی را رفع، پول‌های ما را آزاد و سرمایه‌گذاری را دوباره آغاز کند. همچنین اقداماتی را که در لبنان انجام می‌دهند، ادامه ندهند و اسرائیل را وادار کنند که به آن چارچوب‌ها پایبند باشد.

ما هم مسیر تنگه هرمز را بر اساس مصوباتی که در چارچوب سیاست‌های نظام است، باز می‌کنیم.

آن چارچوبی است که در آن مشخص کرده بودیم تنگه هرمز باید به چه ترتیبی باز شود. گفت‌وگوهای ما با طرف‌های مقابل بر مبنای همان تفاهم‌نامه‌ای است که داشتیم و تا آنجا که گفت‌وگوها پیش رفته، آن‌ها پذیرفته‌اند که باید به تفاهم‌نامه برگردند و چارچوب‌هایی را که ما نوشته‌ایم، اجرا کنند.

قیمت بنزین

ما در جنگ هستیم و ابتدا باید بپذیریم که در شرایط جنگی قرار داریم. اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمی‌شود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید می‌کنیم، باید بنزین بخریم. در نتیجه، حتی اگر مسیر باز باشد، باید پول خرید آن را نیز داشته باشیم.

باید آنچه را تولید می‌کنیم، مدیریت کنیم. برای این مدیریت، روش‌های بسیار متعددی وجود دارد که اکنون درباره آن‌ها فکر و کار می‌کنیم. البته بحث‌ها در این زمینه بسیار زیاد است.

روز شنبه که سران قوا با یکدیگر جلسه داشتیم، خدمت آقای قالیباف و حاج‌آقای اژه‌ای عرض کردم، البته همین‌جا باید واقعاً از حضور سران قوا در جلسات قدردانی کنم. وفاق و انسجامی که اکنون میان سران کشور وجود دارد، استثنایی است و هیچ‌وقت به این شکل نبوده است. کاملاً با یکدیگر توافق داریم.

خدمت آن‌ها عرض کردم که ما با مشکل مواجهیم و میزان تولیدمان نیز مشخص است. می‌دانیم چه داریم و چه نداریم. شما بگویید چه کار کنیم تا به تفاهم و زبان و نگاه مشترکی برسیم؛ ما هم اجرا می‌کنیم. وقتی تصمیم را اجرا کردیم، دیگر کسی نیاید بگوید چرا این‌گونه عمل کردید.

هر کاری انجام دهیم، بالاخره ممکن است عده‌ای ناراضی شوند. باید کاری کنیم که نارضایتی کمتری ایجاد شود، حل مشکل آسان‌تر باشد و با یک زبان مشترک پیش برویم.

نباید کاری کنیم کسی که زندگی‌اش با بنزین می‌چرخد، دچار مشکل شود. همچنین نباید به کسانی که اکنون تحت فشارند، فشار بیشتری وارد کنیم. مردم اکنون در لبه‌اند؛ اگر من فشار دیگری وارد کنم، ممکن است از لبه پایین بیفتند. باید مراقب باشیم کسی پایین نیفتد.

حالا باید چه کار کنیم؟ باید همه به یکدیگر کمک کنیم تا بتوانیم این مسیر را طی کنیم.

یکی از کارهای اصلی، کاهش مصرف است؛ بدون اینکه به کسی صدمه‌ای وارد شود. یکی از برنامه‌هایی که در حال تدوین آن هستم، به رفت‌وآمد خودروها در تهران مربوط می‌شود. روزانه دو میلیون خودرو وارد تهران می‌شوند و بازمی‌گردند؛ دست‌کم آماری که ارائه می‌کنند، همین است.

بیشتر این افراد از شهرستان‌ها می‌آیند؛ کارمند ما هستند یا در شرکت‌های ما کار می‌کنند. یکی از موضوعاتی که اکنون روی آن کار می‌کنیم، این است که این افراد به تهران نیایند و در همان محل، به اداره مربوطه مراجعه کنند.

اگر رفت‌وآمد هر خودرو روزانه 20 لیتر مصرف داشته باشد و تعداد خودروها را از دو میلیون به یک میلیون برسانیم، یک میلیون ضرب‌در 20 لیتر، 20 میلیون لیتر می‌شود و همین یک اقدام می‌تواند کسری را جبران کند.

یکی دیگر از برنامه‌های ما این است که تلاش کنیم کارمندان ادارات، هفته‌ای یک روز بدون خودرو به محل کار بیایند. می‌خواهیم با شهرداری صحبت کنیم تا بتوانند از حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند. این کار امکان‌پذیر است؛ یک روز خودروی شخصی‌شان را نیاورند و با مترو یا اتوبوس بیایند.

درباره ساخت داخل عرض می‌کنم که برای شرایط فعلی پاسخ‌گو نیست. به خودروسازان گفته‌ایم اگر نتوانند وضعیت را اصلاح کنند، دیگر نمی‌توانند به همین شکل ادامه دهند. البته باید مدتی به آن‌ها فرصت بدهیم تا خطوط تولیدشان را اصلاح و مصرف سوخت را مدیریت کنند. این کار زمان‌بر است و برای شرایط فعلی پاسخ نمی‌دهد، اما در حال پیگیری آن هستیم.

وزارت صمت نیز به آن‌ها اعلام کرده است که باید مصرف سوخت خودروها را کاهش دهند؛ در غیر این صورت، دیگر اجازه تولید نخواهند داشت. البته حتی اگر اجازه تولید هم بدهیم، با افزایش واردات، دیگر کسی مشتری محصولاتشان نخواهد بود. این موضوع یک بحث مهندسی است که روی آن کار می‌کنیم.

موضوع دیگر، واردات است. اگر بتوانیم ناوگان حمل‌ونقل، تاکسی‌ها، خودروهای فعال در اسنپ و حتی موتورسیکلت‌های کسانی را که با آن‌ها کار می‌کنند، برقی کنیم، مصرف سوخت کاهش پیدا می‌کند. آن‌ها آمادگی دارند برای مثال 200 هزار دستگاه موتورسیکلت برقی وارد کنند. در حال گفت‌وگو هستیم تا بتوانیم مصرف را کاهش و کیفیت را افزایش دهیم.

آنچه را داریم، نمی‌گوییم در اختیار مردم نمی‌گذاریم اما درباره چیزی که نداریم، نمی‌توانیم توقع و تقاضای بیشتری ایجاد کنیم. بنابراین باید خودروها، موتورسیکلت‌ها، مقررات، قوانین و رفت‌وآمدهایمان را مهندسی و مدیریت کنیم.

در این زمینه جلسه گذاشته‌ایم. گفتم با شهردار تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه‌هایی که استادان حوزه ترافیک دارند، بنشینیم و گفت‌وگو کنیم.

باید بررسی کنیم آیا می‌توانیم برای کسانی که هر روز از شرق تهران به غرب یا از غرب به شرق می‌روند، در محدوده کاری ادارات و شرکت‌های خودمان ترتیبی بدهیم که این رفت‌وآمد را انجام ندهند و در همان محل بنشینند و کارشان را انجام دهند؟

 درباره زمان اجرای نرخ جدید بنزین قرار است گفت‌وگو، اطلاع‌رسانی و هماهنگی شود. باید با قوه قضائیه، مجلس و نمایندگان نیز هماهنگ کنیم و درباره همین موضوعی که اکنون به شما می‌گویم، به زبان و نگاه مشترکی برسیم.

نرخ سهمیه سوم باید همان 10 هزار تومان باشد و بیشتر از این نیست.

برای حل این مسئله، یک نسخه یا دستورالعمل واحد وجود ندارد. این‌طور نیست که من بگویم الا و بلا باید این کار را انجام دهیم. ممکن است در اجرای یک تصمیم نتوانیم تمام کار را به‌طور کامل پیش ببریم؛ شاید 30 درصد این راهکار موفق شود، 10 درصد راهکار دیگر و 5 درصد راهکار دیگری نتیجه بدهد. بخشی از کار نیز به همکاری خود مردم و استفاده آن‌ها از وسایل نقلیه عمومی برمی‌گردد.

ما در جنگ هستیم. هم نیروگاه‌هایمان را زده‌اند، هم منابع نفتی و گازی‌مان را هدف قرار داده‌اند و تولیدمان نیز در جریان جنگ کاهش پیدا کرده است. می‌جنگیم و پای کار ایستاده‌ایم، اما باید به یکدیگر کمک کنیم تا تاب‌آوری‌مان افزایش پیدا کند.

این افزایش برای سهمیه سوم است؛ فعلاً نه برای سهمیه‌های دیگر. درباره بنزین سوپر نیز کسانی که آن را به‌صورت آزاد وارد می‌کنند، آزادانه می‌فروشند. در نهایت، باید کاری کنیم که میزان تولید و مصرفمان با یکدیگر هم‌خوانی پیدا کند. اگر این هم‌خوانی ایجاد نشود، با چالش مواجه می‌شویم و مردم دچار مشکل خواهند شد.

وقتی می‌گوییم فردی از شهرستان به تهران نیاید، منظورمان کارمند خودمان است؛ یعنی به تهران نیاید و در همان محل به اداره مربوطه مراجعه کند. این موضوع برای ما قابل‌قبول است و دست‌کم می‌تواند مصرف کلی بنزین را کاهش دهد.

کاری که در دولت می‌توانیم انجام دهیم، این است که مصرف بنزین خودمان و کارکنانمان را کاهش دهیم تا تقاضای ایجادشده کمتر شود و با میزان تولیدمان هم‌خوانی پیدا کند. اگر این کار را انجام دهیم و مردم نیز در این زمینه به ما کمک کنند و صداوسیما این فرهنگ را ایجاد کند که مردم تا جای ممکن از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، می‌توانیم مصرف را مدیریت کنیم.

از سوی دیگر، در زمینه قطارهای بین‌شهری اطراف تهران نیز در حال کار و گفت‌وگو درباره تأمین واگن‌ها هستیم. جنگ باعث شد واگن‌های ما وارد نشوند. پول واگن‌ها را پرداخت کرده بودیم و قرار بود چندین رام قطار ابتدا در بهمن‌ماه، بعد در فروردین و سپس در اردیبهشت وارد شود، اما جنگ باعث شد آن‌ها را ارسال نکنند. در غیر این صورت، ما در حال اصلاح و تقویت وسایل حمل‌ونقل عمومی هستیم.

مدیریتی که انجام می‌دهیم، مدیریت تک‌نسخه‌ای نیست. روش‌های مختلف را با تمهیدات کاملاً کارشناسانه دنبال می‌کنیم و مراقبیم که اگر تصمیمی ناگهان عارضه‌ای ایجاد کرد، سریعاً برگردیم و آن را اصلاح کنیم.

شما می‌دانید دارویی که به بیمار می‌دهیم، اگر کمی بیشتر از اندازه مصرف شود، ممکن است بیمار از هوش برود یا حتی جانش را از دست بدهد. بنابراین، اینکه چه میزان دارو باید تجویز شود تا بیمار بتواند آن را تحمل کند، بسیار مهم است. در جامعه نیز همین‌گونه است و تفاوتی ندارد.

احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

اگر موضوع را صفر و صد در نظر بگیریم، نتیجه نخواهیم گرفت؛ اما اگر در برابر اقداماتی که آن‌ها انجام می‌دهند، ما نیز اقدام متقابل انجام دهیم، می‌توانیم پیش برویم. ممکن است 100 درصد به اهدافمان نرسیم.

حضرت علی، علیه‌السلام، به مالک اشتر می‌فرمایند «ولا تدفعن صلحا دعاك إليه عدوك ولله فيه رضى، فإن في الصلح دعة لجنودك، وراحة من همومك، وأمنا لبلادك.» یعنی صلحی را که دشمنت تو را به آن دعوت می‌کند و رضایت خدا در آن است، رد نکن؛ زیرا در صلح، آسایش سپاهیان، رهایی از نگرانی‌ها و امنیت سرزمین وجود دارد.

سپس می‌فرمایند «ولكن الحذر كل الحذر من عدوك بعد صلحه، فإن العدو ربما قارب ليتغفل، فخذ بالحزم، واتهم في ذلك حسن الظن.» یعنی پس از صلح، کاملاً مراقب دشمنت باش؛ زیرا ممکن است خود را به تو نزدیک کند تا غافلگیرت سازد. پس با درایت و احتیاط عمل کن و در این زمینه، حسن‌ظن خود را متهم کن. بنابراین، ما گفت‌وگو می‌کنیم، اما این‌گونه هم نیست که به آن‌ها اعتماد کامل داشته باشیم.

حضرت در ادامه می‌فرمایند «وإن عقدت بينك وبين عدوك عقدة، أو ألبسته منك ذمة، فحط عهدك بالوفاء، وارع ذمتك بالأمانة، واجعل نفسك جنة دون ما أعطيت.» یعنی وقتی با دشمنت پیمانی بستی یا تعهدی به او دادی، به پیمانت وفادار باش، امانت را رعایت کن و جانت را سپر تعهدی قرار بده که پذیرفته‌ای. بر آنچه نوشته و امضا کرده‌ای، محکم بایست.

بعد می‌فرمایند «فإنه ليس من فرائض الله شيء الناس أشد عليه اجتماعا، مع تفرق أهوائهم، وتشتت آرائهم، من تعظيم الوفاء بالعهود، وقد لزم ذلك المشركون فيما بينهم دون المسلمين لما استوبلوا من عواقب الغدر، فلا تغدرن بذمتك، ولا تخيسن بعهدك، ولا تختلن عدوك.» حضرت علی، علیه‌السلام، می‌فرمایند با وجود تفاوت خواسته‌ها و پراکندگی دیدگاه‌های مردم، هیچ‌یک از فرایض الهی مانند بزرگداشت وفای به عهد مورد اتفاق همگان نیست. حتی مشرکان نیز به تعهداتشان پایبند بودند؛ زیرا پیامدهای ناگوار پیمان‌شکنی را دریافته بودند. بنابراین، در تعهد خود خیانت نکن، پیمانت را نشکن و دشمنت را فریب نده.

این‌ها دستورهای ماست. ما گفت‌وگو خواهیم کرد و بر اساس همین اعتقاد، به آنچه نوشته و تعهد کرده‌ایم پایبندیم. اگر آن‌ها پایبند باشند، ما نیز پایبند خواهیم بود؛ اما اگر آن‌ها پایبند نباشند، ما هم پایبند نخواهیم ماند.

بر اساس این تفاهم‌نامه، قرار بود محاصره را بردارند و تحریم‌های نفتی و پتروشیمی را لغو کنند. اکنون نیز در حال گفت‌وگو هستند. اگر به این تعهدات عمل کنند، ما هم ادامه می‌دهیم و اگر عمل نکنند، ادامه نخواهیم داد.

درباره آزادسازی پول‌های ما نیز طبق همان تفاهم‌نامه، آن‌ها تعهداتی پذیرفته‌اند و ما هم تعهداتی داده‌ایم. اگر ما به تعهداتمان پایبند باشیم، آن‌ها نیز باید پایبند باشند.

البته باز هم می‌گویم نباید با موضوع به‌صورت صفر و صد برخورد کنیم. نباید با انجام یک اقدام از سوی طرف مقابل، فوراً بگوییم همه‌چیز را به هم زدید و دوباره به نقطه اول بازگردیم. می‌توانیم با یکدیگر گفت‌وگو کنیم؛ زیرا نه 100 درصد آنچه من می‌خواهم محقق خواهد شد و نه 100 درصد آنچه طرف مقابل می‌خواهد.

درباره بودجه، ما هرچه نفت در اختیار داشتیم، نزدیک به 90 میلیون بشکه را در همان مدت کوتاه صادر کردیم. این میزان نفت به این دلیل باقی مانده بود که پیش از آن امکان صادراتش را نداشتیم و جلوی بخشی از آن را نیز در دریا گرفته بودند؛ اما اکنون نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. اگر اطلاعات دقیق را بگیرید، وضعیت روشن است.

با وجود همه این مسائل، مسیر باز شد و نفت خود را صادر کردیم. تحریم‌های بانکی برداشته شد که همین موضوع کمک زیادی کرد. از سوی دیگر، تحریم‌های مربوط به محصولات پتروشیمی نیز لغو شد و در حال دریافت پول‌هایمان بودیم.

دریافت پول زمان‌بر است و به این سادگی نیست که امروز اقدامی انجام شود و فردا بپرسیم چه شد. برای همان سرمایه‌گذاری 300 میلیارد دلاری نیز وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت صمت با طرف قطری در حال گفت‌وگو بودند تا این اتفاق بیفتد. با امارات نیز در حال انجام چنین اقداماتی هستیم؛ اما اگر جنگ ادامه پیدا کند، این اتفاق‌ها رخ نخواهد داد.

البته باید برای این موضوع برنامه داشت. بحث من این است که گفت‌وگو کردن بهتر از گفت‌وگونکردن است. حضرت علی، علیه‌السلام، می‌فرمایند صلحی را که دشمن تو را به آن دعوت می‌کند رد نکن، اما مراقب باش؛ زیرا ممکن است نیت دیگری داشته باشد.

به هر حال، اگر آن‌ها چنین نیتی داشته باشند، ما نیز کار خودمان را انجام می‌دهیم؛ اما اگر بتوانیم این مسیر را درست طی کنیم، با کشورهای همسایه وحدت و انسجام ایجاد کنیم و طرف مقابل نیز به آنچه نوشته شده پایبند باشد، می‌توانیم به نتیجه برسیم.

دنیا مفاد این تفاهم‌نامه را دیده است؛ موضوع شوخی نیست. رئیس‌جمهور آن‌ها امضا کرده و ما هم امضا کرده‌ایم. اگر آن‌ها پایبند باشند، ما نیز پایبند خواهیم بود. در نتیجه، فکر می‌کنم می‌توانیم صلح و امنیت را در خاورمیانه برقرار کنیم؛ اما این هدف با گفت‌وگو امکان‌پذیر است.

من معتقدم اگر در داخل کشور هماهنگی و هم‌زبانی وجود داشته باشد و افرادی که دستی در آتش ندارند، تحلیل‌هایشان را در جیب خودشان بگذارند و از این حرف‌ها نزنند، می‌توانیم به صلح نزدیک‌تر شویم؛ زیرا تمام کسانی که دستی در آتش دارند، بدون استثنا، بر این مبنا به تفاهم رسیده‌اند.

عده‌ای کنار گود نشسته‌اند و می‌گویند این‌گونه نمی‌شود و باید آن‌گونه عمل کرد. خب، وارد میدان شوید تا ببینیم کاری که ادعا می‌کنید، چگونه شدنی است. کنار گود ایستادن و امرونهی‌کردن بسیار آسان است.

گاهی برخی از افرادی که سخن می‌گویند، ادعا می‌کنند یک‌روزه مشکل را حل می‌کنند. می‌گویند تحریم‌ها اصلاً تأثیری ندارد و مشکل فقط از مدیریت ماست. وقتی پول و درآمد نداریم، وقتی زیرساخت‌ها را زده و خراب کرده‌اند، وقتی باید به کسانی که بیکار شده‌اند کمک مالی کنیم و وقتی پیش از آغاز این درگیری‌ها نیز 1500 همت کسری داشتیم، این‌ها چیست؟ آیا همه این مشکلات فقط ناشی از سوءمدیریت است؟ یعنی مردم تورم را لمس نمی‌کنند؟

قبلاً اعلام کرده‌ام و اکنون هم اعلام می‌کنم؛ نمی‌خواهم کسی فقط طرح به من بدهد. هرکس می‌تواند مشکلی را حل کند، بیاید و بگوید «من می‌توانم این مشکل را حل کنم.» دستش را می‌بوسم. حتی اگر به شما بگوید، شما به ما اطلاع دهید؛ ما زمینه کارش را فراهم می‌کنیم. این دیگر بسیار ساده است.

هرکس ادعایی دارد، وارد میدان شود. ممکن است کسی بیاید و بگوید من فلان مشکل را حل می‌کنم؛ باید با همین شرایط موجود آن را حل کند، نه اینکه به من بگوید پول و امکانات بده تا مشکل را حل کنم. اگر پول و امکانات داشتم، دیگر تو را برای چه می‌خواستم؟

در همین شرایط جنگی و وضعیت اقتصادی بگوید «من با امکانات موجود این مشکل را حل می‌کنم.» دستش را می‌بوسم؛ اما اینکه بیاید و بگوید اگر این پول را بدهی و این کارها را انجام دهی، من مشکل را حل می‌کنم، فایده‌ای ندارد. خود من هم می‌فهمم که با فراهم‌شدن آن امکانات، مشکل حل می‌شود؛ اما آن امکانات را ندارم. پس چرا حرف مفت می‌زنید؟

واقعیت این است که وقتی کسی کنار ایستاده، هر حرفی می‌تواند بزند. اکنون مشخص است که در معیشت مردم مشکل داریم. در چنین شرایطی، باید تا الان مبلغ کالابرگ را افزایش می‌دادیم، ما الان شرمنده‌ مردم هستیم.

بین 25 تا 35 درصد کاهش تجارت داشته‌ایم. صادراتمان کم شده، اما واردات بیشتر کاهش پیدا کرده است. میزان کاهش صادرات کمی کمتر از کاهش واردات بوده و واردات به‌طور محسوسی کاهش یافته است.

معنای این آمار برای کسانی که اقتصاد می‌دانند، روشن است و من نمی‌خواهم آن را بیشتر باز کنم. این آمار چه معنایی دارد؟ بعد عده‌ای می‌گویند تحریم اصلاً تأثیری ندارد! واقعاً نمی‌دانم به این افراد چه بگویم.

عقل چیز خوبی است؛ فقط همین را می‌خواهم بگویم. اینکه بگویند تحریم هیچ اثری ندارد، با این واقعیت‌ها سازگار نیست.

تحریم

اگر تحریم‌ها ادامه پیدا کند، گرانی نیز افزایش خواهد یافت. کسانی که می‌گویند تورم وجود دارد و می‌پرسند می‌خواهید چه کار کنید، بیایند و آن را حل کنند. من گفته‌ام دستشان را می‌بوسم. حرف‌زدن آسان است؛ بگویند خودشان چه کاری می‌خواهند انجام دهند.

وقتی تحریم وجود دارد، کالا را گران‌تر وارد می‌کنیم. کسانی که اکنون کالا وارد می‌کنند، پیش از این می‌توانستند آن را مستقیم و با کشتی و هزینه کمتری وارد کنند؛ اما اکنون باید تحریم‌ها را دور بزنند، کالا را گران‌تر بخرند و با هزینه بیشتری منتقل کنند. طبیعتاً قیمت نهایی نیز افزایش پیدا می‌کند. از سوی دیگر، پول کافی هم نداریم.

اگر قبلاً با پولی که داشتیم می‌توانستیم 10 تن کالا بخریم، اکنون با همان میزان پول می‌توانیم هشت تن بخریم. اگر قبلاً می‌توانستیم هشت تن کالا را با قیمت 10 تومان وارد کنیم، اکنون باید برای همان میزان 12 تومان پرداخت کنیم. معنای این وضعیت این است که دولت ... .

اگر از آقایان بپرسید، همه تصور می‌کردند که تا الان باید قحطی ایجاد شده باشد نه اینکه فقط تورم داشته باشیم، بلکه باید با قحطی مواجه می‌شدیم.

چرا قحطی نشده است؟ چرا کالا در بازار وجود دارد؟ چرا مردم برای دسترسی به کالا با مشکل مواجه نشده‌اند؟ چون اقدامات بسیار زیادی انجام شده تا کالا اکنون در دسترس مردم باشد.

سابقه جنگ‌های مختلف را، چه در ایران و چه در دیگر کشورهای جهان، بررسی کنید و ببینید جنگ چه شرایطی برای مردم ایجاد کرده است. اکنون مردم به کالا دسترسی دارند، اما آن را گران می‌خرند. گرانی نیز به این دلیل است که ما کالا را گران وارد می‌کنیم و گران می‌خریم. علاوه بر افزایش هزینه واردات، قیمت‌های جهانی نیز به‌دلیل جنگ افزایش یافته است.

گاهی در صداوسیما می‌نشینند و می‌گویند تورم در آمریکا مثلاً 2 درصد است، اما تورم ما در برخی بخش‌ها به 100 درصد رسیده است.

کنجاله، شکر، گندم و سویا؛ کدام‌یک از این‌ها را وارد نمی‌کنیم؟ برنج را اگر وارد نکنیم، قیمت برنج داخلی که پیش از این قرار بود مثلاً 100 تومان باشد، به 300 یا 500 تومان می‌رسد. برنج تولید داخل 500 تومان شده و ممکن است به 600 تومان برسد.

مشکل دیگری هم داریم. وقتی کالا از خارج وارد نمی‌شود، برخی افراد نه همه از کمبود سوءاستفاده می‌کنند. البته باید از برادرانی که در اصناف همکاری می‌کنند، قدردانی کنم؛ آن‌ها کمک زیادی کرده‌اند. همچنین باید از برادرانمان در بخش صنعت تشکر کنم.

با این ‌حال، عده‌ای وقتی می‌بینند کالایی کم شده است، آن را به هر قیمتی که دلشان می‌خواهد می‌فروشند. اکنون خود اصناف در حال کمک هستند، قوه قضائیه نیز درگیر موضوع است و اعضای صنوف هم پیگیری می‌کنند؛ اما عده‌ای همچنان از این وضعیت سوءاستفاده می‌کنند.

برای نمونه، در محصولاتی مانند میوه، ممکن است بخشی وارداتی باشد، اما بخش مهمی از آن در داخل تولید می‌شود و بااین‌حال، همچنان گران است.

ببینید، خود من زمین کشاورزی دارم حدود 10 تا 20 هکتار زمین داشتیم و زمانی که فرصت داشتیم، خودمان روی آن کار می‌کردیم. هیچ‌وقت از این کار سودی نبردیم.

اگر بخواهید کارگر بگیرید و هزینه نهاده‌ها را نیز پرداخت کنید، دیگر سودی باقی نمی‌ماند. کشاورزان ما اگر خودشان کار نکنند، کشاورزی هیچ سودی برایشان ندارد. آن‌ها کار می‌کنند تا فقط زندگی‌شان بچرخد. تازه بخش عمده این پول‌ها نیز به کشاورزان ما نمی‌رسد و دلال‌ها آن را می‌برند.

برای دامداران ما اصلاً صرف نمی‌کرد که دام نگهداری کنند زیرا باید نهاده می‌خریدند. در شیوه قبلی توزیع نهاده‌ها، عده‌ای می‌آمدند و نهاده می‌گرفتند، در حالی که اصلاً دامداری نداشتند. قبلاً دامداری‌ای ثبت کرده بودند و با استفاده از همان ثبت، نهاده دریافت می‌کردند و بعد آن را در بازار آزاد می‌فروختند.

من بارها به وزارت جهاد کشاورزی گفتم: «چرا این کار را انجام می‌دهید؟» با تصمیمی که اکنون گرفته‌ایم، دیگر کسی نمی‌تواند نهاده 28 تومانی بگیرد و بعد آن را در بازار آزاد بفروشد. در آن شرایط، برای دامدار واقعی صرف نمی‌کرد که به کارش ادامه دهد.

ما حتی برای بچه‌های خودمان شغل ایجاد کردیم؛ چون نمی‌خواستیم برای پسر خواهر، پسر برادر یا بچه‌های اقوام توصیه کنیم که جایی آن‌ها را به کار بگیرند. گفتیم به این زمین بروید و کار کنید. رفتند و کار کردند، اما ضرر کردند. هزینه ضررشان را من پرداخت کردم و آن‌ها نیز کار را رها کردند چون واقعاً کشاورزی صرفه اقتصادی ندارد.

 اصلاح این چرخه کاری بسیار زمان‌بر است. همان‌طور که می‌گویم، برای همه این مشکلات راه‌حل وجود دارد؛ اما تغییر رفتار زمان می‌برد. رفتار آدم‌ها با دستورالعمل، امرونهی و بخش‌نامه تغییر نمی‌کند.

اصلاح الگوی کشت نیز زمان‌بر است. باید آموزش بدهیم، نهادهای مربوط را سامان‌دهی کنیم و نهاده‌ها را اصلاح کنیم. همه این اقدامات به زمان نیاز دارد.

مقام معظم رهبری درباره آماده‌سازی نزدیک به 500 هزار هکتار زمین در خوزستان دستور داده بودند. مجموع این زمین‌ها حدود 550 هزار هکتار است. تاکنون کار آماده‌سازی 250 هزار هکتار انجام شده و به پایان رسیده است. برای 250 هزار هکتار باقی‌مانده، هزینه بسیار زیادی درخواست می‌کردند.

به اعتقاد من، می‌توانیم این کار را با رویکرد جهادی انجام دهیم و به این میزان پول هم نیاز نداریم اما همه باید وارد صحنه شوند. ما زمین داریم و اگر بتوانیم بهره‌وری آن را افزایش دهیم، می‌توانیم درآمد و معیشت خودمان را از همین مسیر تأمین کنیم.

اگر کیفیت کاشت، داشت و برداشت را اصلاح کنیم، کارهای زیادی می‌توانیم انجام دهیم؛ اما همه این اقدامات به زمان، سرمایه، آموزش، مهارت و مجموعه‌ای از فعالیت‌های هماهنگ نیاز دارد.

از زمانی که دولت را تحویل گرفته‌ایم، دائماً درگیر جنگ بوده‌ایم و باید این درگیری‌ها را مدیریت کنیم. با وجود این، اقداماتی نیز انجام داده‌ایم. به نظر من، نتیجه همین اقدام‌هاست که اکنون می‌بینید خاموشی‌های برق کمتر شده است.

زمانی که دولت را تحویل گرفتیم، 25 هزار مگاوات کمبود برق داشتیم. بعد نیروگاه‌هایمان را نیز هدف قرار دادند و شرایط بدتر شد. سدهایی هم که در اختیار داشتیم، آب کافی پشت‌شان نبود و ظرفیت تولید برق آن‌ها نیز کاهش یافت. با وجود همه این مشکلات، توانستیم وضعیت را مدیریت کنیم. چگونه این کار را انجام دادیم؟

ناترازی انرژی

من بارها گفته‌ام وقتی انسان به کشورهای خارجی می‌رود و در هتل‌هایی اقامت می‌کند که هزینه‌های بسیار زیادی هم دریافت می‌کنند، در اتاق نمی‌تواند نور چراغ‌ها را بیش از اندازه افزایش دهد و روشنایی اتاق کاملاً محدود و مدیریت‌شده است. آن‌وقت ما در اتاق‌هایمان تا دلتان بخواهد لوستر نصب کرده‌ایم. می‌توانیم همه این چراغ‌ها را روشن نکنیم؛ هیچ اتفاقی هم نمی‌افتد.

اگر فقط همین یک کار را انجام دهیم، تأثیر زیادی خواهد داشت. من بارها گفته‌ام که 10 درصد صرفه‌جویی در مصرف انرژی، معادل 900 هزار بشکه نفت در روز است و...

برای صرفه‌جویی در فصل زمستان نیز صداوسیما باید به ما کمک کند و آگاهی لازم را به مردم بدهد. خود ما نیز روندها را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنیم که گاز خانه‌های مردم قطع نشود.

کسری قبلی گاز که حدود 250 میلیون مترمکعب بود، همچنان وجود دارد. سال گذشته با مدیریتی که انجام شد و با محدودیت‌هایی که در برخی ویلاها و بعضی مکان‌های دیگر اعمال کردیم، مصرف را مدیریت کردیم و مردم با مشکل جدی مواجه نشدند.

امسال سال سختی خواهیم داشت؛ اما به امید خدا، با کمک مردم عزیز، صداوسیما و دیگر رسانه‌ها باید کاری کنیم که گاز مورد نیاز برای گرمایش هیچ خانه‌ای قطع نشود. این اولویت ماست. از سوی دیگر، چرخ صنعت نیز باید بچرخد.

در جلسه‌ای که با صنعتگران، وزیر صمت، وزیر نیرو و همکارانشان داشتم، گفتم «برق ما را قطع کنید، اما برق صنعت را قطع نکنید».

اکنون در اتاق خودمان هیچ‌یک از چراغ‌ها روشن نیست. من تاکنون در اتاقم کولر روشن نکرده‌ام و فقط یک پنکه گذاشته‌ایم. حتی بیرون از اتاق، خنک‌تر از فضایی است که من در آن نشسته‌ام. البته شاید مصرف اتاق من عدد قابل‌توجهی نباشد، اما این کار را انجام می‌دهم تا مجموعه ما بداند اگر هرکس کمی صرفه‌جویی کند، چرخ صنعت خواهد چرخید، تولید افزایش پیدا می‌کند و در برابر دشمن نیز تاب‌آوری بیشتری خواهیم داشت.

اما اگر توقعاتمان را افزایش دهیم و مصرف را درست کنترل نکنیم، با مشکل مواجه خواهیم شد. بارها سخنان رهبر معظم شهیدمان را شنیده‌ام که صداوسیما نیز پخش می‌کرد. ایشان می‌فرمودند «إن المبذرين كانوا إخوان الشياطين». کسانی که بیش از اندازه مصرف می‌کنند و به‌دنبال تجمل‌گرایی هستند، برادران شیطان‌اند.

می‌توانیم نور خانه‌ها را بیش از اندازه افزایش ندهیم و گرمای خانه را نیز در حد قابل‌تحمل نگه داریم. چه کسی گفته است که من باید در زمستان با لباس آستین‌کوتاه در خانه بنشینم؟ می‌توانم گرم‌کن یا لباس گرم بپوشم و مصرف انرژی را کاهش دهم. شب نیز می‌توانم با لباس گرم و لحاف بخوابم. آیا حتماً باید اتاق آن‌قدر گرم باشد که بدون لباس گرم در آن بنشینم؟ انجام این کار چه دشواری‌ای دارد؟

اگر مردم فقط در همین زمینه کمک کنند، بسیاری از مشکلات حل می‌شود. البته مردم سال گذشته نیز همکاری کردند و ما توانستیم از آن شرایط عبور کنیم؛ این‌گونه نیست که همکاری نکرده باشند. اگر این همکاری افزایش پیدا کند، به‌راحتی از این بحران‌ها عبور خواهیم کرد.

 معیشت، تورم و کالابرگ

ببینید، فارغ از مطالبی که مطرح شده، ما تقریباً در هر جلسه دولت با مسئولان اقتصادی درباره این موضوع بحث می‌کنیم. بنا بر قولی که داده بودیم، باید مبلغ کالابرگ را متناسب با افزایش نرخ ارز افزایش می‌دادیم، اما نتوانستیم این کار را انجام دهیم. در این زمینه از مردم عزیزمان شرمنده‌ایم.

علت این وضعیت روشن است؛ دخل‌وخرج ما در حال حاضر با یکدیگر هم‌خوانی ندارد. وقتی می‌گوییم نرخ ارز را کنترل می‌کنیم، باید بدانیم که برای این کار، کنترل تقاضا ضروری است. کنترل نرخ ارز زمانی امکان‌پذیر است که با کمبود منابع مواجه نباشیم.

اکنون وقتی نمی‌توانیم کالاهایمان را بفروشیم، ارز وارد کشور نمی‌شود. اگر در شرایط کاهش عرضه ارز، جلوی تقاضا را نگیریم، تقاضا بالا می‌ماند و عرضه کم می‌شود. در این وضعیت، نرخ ارز آن‌قدر افزایش پیدا می‌کند تا عرضه و تقاضا با یکدیگر تطبیق پیدا کنند. بنابراین، نرخ ارز ممکن است بسیار بالاتر از میزان فعلی برود؛ مگر اینکه تقاضا را کنترل کنیم و از واردات برخی کالاهای غیرضروری جلوگیری شود.

فاصله میان عرضه و تقاضا زیاد است. علاوه بر آن، بخشی از افزایش نرخ ارز به مسائل سیاسی برمی‌گردد. همین‌که اعلام کردند محاصره را تشدید می‌کنند، نرخ دلار در مدت یک روز ناگهان افزایش یافت. وقتی هیئتی از عمان آمد و گفت‌وگوها آغاز شد، نرخ ارز دوباره کاهش پیدا کرد.

این نوسانات صرفاً به شرایط بازار مربوط نیست و ریشه آن در جای دیگری است. اگر نتوانیم مسائل خود را در منطقه حل کنیم، بالاخره با مشکل مواجه خواهیم شد.

کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، باید پیامدهای عملی تصمیم‌ها را نیز در نظر بگیرند. این‌طور نیست که کسی اقدامی انجام دهد و به تأثیر آن بر کل سیستم توجه نکند.

برای نمونه، من می‌دانم چگونه مشکل بنزین را حل کنم؛ قیمت آن را افزایش می‌دهم و مشکل حل می‌شود، اما این کار برای مردم مشکل ایجاد می‌کند. من می‌دانم چه کاری می‌توانم انجام دهم و می‌دانم که نباید بنزین را با این قیمت عرضه می‌کردیم؛ اما اکنون این وضعیت شکل گرفته و مردم زندگی‌شان را بر اساس آن تنظیم کرده‌اند. نمی‌توانم زندگی مردم را به هم بریزم.

بنابراین، باید راهی پیدا کنیم که زندگی مردم دچار مشکل نشود. اینکه چگونه باید این کار را انجام دهیم، نیازمند نشستن، گفت‌وگو و تدبیر است. هرکس می‌تواند در این زمینه با تدبیر به ما کمک کند...

در موضوع کالابرگ و محدودیت‌هایی که وجود داشت، دولت نتوانست مبلغ آن را به میزانی که پیش‌تر اعلام و تصویب شده بود افزایش دهد.

محدودیت‌ها برطرف نشده‌اند، اما راهی پیدا کرده‌ایم تا کالابرگ را برای برخی از دهک‌های مشمول افزایش دهیم. اجرای طرح حتماً از اول مهر باشد، هنوز مشخص نیست. درباره دهک‌های مشمول و میزان کالابرگ در حال بررسی هستیم. تلاش می‌کنیم تا جای ممکن، پوشش طرح را به دهک‌های بالاتر گسترش دهیم؛ زیرا همه مردم با مشکل مواجه‌اند.

این‌گونه نیست که فقط دهک‌های یک، دو، سه یا چهار مشکل داشته باشند. کارمند من نیز با حقوقی که دریافت می‌کند، در این شرایط نمی‌تواند زندگی‌اش را اداره کند. من این مسئله را درک می‌کنم و باید به او کمک کنم تا بتواند زندگی کند.

البته باید میزان منابعی را که در اختیار داریم، با حمایتی که ارائه می‌کنیم تطبیق دهیم. تلاش می‌کنیم تا جای ممکن هزینه‌های خودمان را کاهش دهیم؛ از هزینه‌های مصرف آب، برق و گاز گرفته تا تشریفات، رفت‌وآمدها و سایر مخارج.

حتی اکنون به این موضوع فکر می‌کنیم و من با سران قوا نیز صحبت کرده‌ام که در زمستان برخی ادارات را تعطیل و فعالیت آن‌ها را به‌صورت دورکاری ادامه دهیم. در این صورت، دست‌کم برق، گاز و بنزین کمتری مصرف می‌شود و رفت‌وآمدها نیز کاهش پیدا می‌کند. بسیاری از کارها را می‌توان به‌صورت دورکاری انجام داد.

اصلاح ساختار مدیریتی شرکت‌های دولتی

برخی قوانین می‌گویند کارمند باید 8 ساعت در محل کار حضور داشته باشد. باید درباره این قوانین تعامل و هماهنگی کنیم تا این الزام اصلاح شود. البته اکنون سازوکاری به نام دورکاری وجود دارد و از طریق آن می‌توان اقداماتی انجام داد.

من خدمت رهبر معظم شهیدمان عرض کردم که می‌توانیم در برخی ادارات، درها را فقط دو ساعت باز کنیم و در همان مدت مشکلات مردم را حل کنیم؛ زیرا تعداد نیروهایی که در اختیار داریم، در مقایسه با تعداد مراجعه‌کنندگان کافی است.

در همین دوره جنگ، بسیاری از ادارات تعطیل بودند؛ آیا مردم با مشکل جدی مواجه شدند؟ خیر. پس می‌توانیم این کار را انجام دهیم، بدون اینکه حقوق کارکنانمان را کاهش دهیم. از سوی دیگر، مصرف بنزین، گاز، برق و سایر هزینه‌ها را نیز کاهش خواهیم داد.

فقط کافی است به ما کمک کنند و بپذیرند که بتوانیم این کار را انجام دهیم. ما آماده اجرای آن هستیم. اگر این کار را انجام دهیم، می‌توانیم کالابرگ را با مبلغ بیشتر و شرایط بهتری در اختیار مردم قرار دهیم؛ بدون اینکه منتظر بمانیم ارز بیشتری به دستمان برسد.

ما تعداد زیادی شرکت داریم؛ تأمین اجتماعی، بانک‌ها، بیمه‌ها و شرکت‌های خصولتی دارای مجموعه‌های متعددی هستند که برخی از آن‌ها کارآمد عمل نمی‌کنند. عده‌ای نیز بر اساس ارتباطات وارد این مجموعه‌ها می‌شوند و بعد حرف‌های دیگری می‌زنند.

خدمت رهبری عرض کردم «اجازه بدهید مدیرانی را که توانمند نیستند، با مدیران توانمند جایگزین کنیم.» مدیر توانمند به این معنا نیست که یک نفر را بردارم و دوست خودم را جای او بگذارم. مدیر توانمند کسی است که وقتی مسئولیت را می‌پذیرد، متعهد شود تولید را مثلاً از 10 به 100 برساند. من هم اختیار لازم را به او می‌دهم تا این کار را انجام دهد.

این موضوع ربطی ندارد که فرد حزب‌اللهی یا غیرحزب‌اللهی است، نماز می‌خواند یا نمی‌خواند. من می‌خواهم کارخانه را درست اداره کند. کسی که مدیریت کارخانه را بر عهده می‌گیرد، باید تعهد بدهد آن مجموعه را بهره‌ور کند. اگر نتوانست، نباید در مسئولیت باقی بماند.

در عین حال، باید از این اتهامات در امان باشم که بگویند فرد چپ‌گرا، ضدانقلاب یا دوست خودت را منصوب کرده‌ای. گفتم تیمی برای این کار تعیین کنیم؛ هر افرادی را که شما می‌فرمایید معرفی کنید، من همان‌ها را منصوب می‌کنم. اما وقتی مدیران ناکارآمد را تغییر دادیم، دیگر قوه قضائیه، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی یا مجلس نگویند چرا این کار را انجام دادید.

در حال تعریف ساختار آن هستیم. پس از نهایی‌شدن ساختار نیز باید با قوای دیگر هماهنگ شویم و همه بپذیریم که بنگاه‌ها باید به‌صورت مؤثر و کارآمد مدیریت شوند.

من بارها این مثال را زده‌ام. اگر بیمار شوید، دنبال فردی حزب‌اللهی می‌گردید یا در جست‌وجوی پزشکی حاذق هستید؟ پزشک باید بتواند بیماری شما را درست درمان کند. به شما چه مربوط است که آن پزشک نماز می‌خواند یا نه؟ نمازخواندن، ارتباط میان من و خدا و در مسیر آدم‌شدن من است.

وقتی می‌خواهم کارخانه‌ای را اداره کنم، باید آن را بهره‌ور کنم؛ به‌گونه‌ای که مردم راضی باشند، محصول با قیمت و کیفیت مناسب به دستشان برسد و کارکنان کارخانه نیز رضایت داشته باشند. گاهی مجموعه را به افرادی می‌سپاریم که همه این موارد را به هم می‌ریزند، اما فقط می‌گوییم این فرد چپ‌گرا یا راست‌گرا، مسلمان یا حزب‌اللهی است. کجای دین و مذهب گفته است که باید این‌گونه عمل کنیم؟

اگر همین مسائل را اصلاح کنیم، تاب‌آوری کشور افزایش پیدا می‌کند و مشکلات مردم حل می‌شود. این موضوع به جناح‌بندی‌ها ارتباطی ندارد. مهم نیست فرد چپ‌گرا یا راست‌گراست؛ باید به هر ایرانی توانمندی میدان و بستر بدهیم و اجازه دهیم کارش را انجام دهد.

کافی است همین نگاه را در جامعه اجرا کنیم. در آن صورت، همه مردم ایران بر اساس توانمندی‌هایشان مسئولیت می‌گیرند. ممکن است فردی عضو حزب من یا حزب دیگری نباشد یا در قالب مذهبی مورد نظر من قرار نگیرد؛ چه ارتباطی دارد؟ من می‌خواهم کارخانه درست اداره شود.

کسی که هواپیما را به پرواز درمی‌آورد، باید این کار را بلد باشد. اگر فردی از میان خود ما مهارت لازم را ندارد، نباید اجازه دهیم هواپیما را به آسمان ببرد. هواپیماهایی که سوار می‌شویم و با آن‌ها به خارج سفر می‌کنیم، خلبانان خارجی دارند. ممکن است هیچ‌کدام نماز نخوانند یا حتی با ما دشمن باشند. اگر این معیار را دارید، پس اصلاً سوار هواپیما نشوید! مسئله این‌گونه نیست و باید نگاهمان را اصلاح کنیم.

خداوند می‌فرماید «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها». خدا امر می‌کند که امانت‌ها را به اهلشان بسپارید.

هنگامی که رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، مکه را فتح کردند و بت‌ها را شکستند، کلید کعبه را دوباره به همان فردی دادند که پیش از آن کلیددار کعبه بود و این آیه را خواندند «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها».

امانت را باید به اهلش سپرد. اقتصاد اهل خود را دارد، صنعت اهل خود را دارد و مدیریت نیز اهل خود را دارد. مدیریت این نیست که مرا کنار بگذارند و فرد مورد نظر خودشان را جای من منصوب کنند؛ این مدیریت نیست و نقض غرض است. مدیریت، علم است.

خداوند می‌فرماید «وإذ ابتلى إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس إماما». خداوند پس از آنکه حضرت ابراهیم، علیه‌السلام، از آزمون‌ها عبور کرد، فرمود من تو را امام مردم قرار می‌دهم.

من هیچ‌یک از این مراحل را طی نکرده‌ام، اما ناگهان رئیس یا مدیرکل یک مجموعه پتروشیمی می‌شوم! من چه ارتباطی با پتروشیمی دارم؟ چرا باید مسئول کشاورزی شوم؟ ممکن است مطالبی درباره این حوزه‌ها بدانم، اما میان دانش من و دانش فردی که در آن حوزه متخصص است، از زمین تا آسمان فاصله وجود دارد.

مسکن و اجاره‌بها

تلاش کرده‌ایم مقررات قبلی و سقفی که برای افزایش اجاره‌بها تعیین شده بود، ادامه پیدا کند و مالکان حداکثر 25 درصد اجاره را افزایش دهند. همچنین تلاش کرده‌ایم در حقوقی که پرداخت می‌کنیم، این افزایش 25 درصدی تا حد امکان دیده شود. این یک بخش از اقدامات ماست.

در حال آماده‌کردن تسهیلاتی برای کارکنان سازمان‌های مختلف هستیم تا بتوانند مسکن مورد نیاز خود را تأمین کنند. برای نیروهای مسلح، اعم از ارتش، سپاه، نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی نیز برنامه ویژه‌ای در نظر گرفته‌ایم.

منابعی در اختیار داشتیم که در بخش‌های دیگری مصرف می‌شد. گفتیم این منابع به تأمین مسکن و معیشت این عزیزان اختصاص پیدا کند. بخشی از هزینه را خود نیروها تأمین کنند و بخشی نیز از طریق تسهیلات بانکی فراهم شود. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، پیش‌بینی ما این است که هیچ‌یک از نیروهای مسلح بدون مسکن نمانند؛ چه مسکن سازمانی و چه مسکنی که متعلق به خودشان باشد.

اجرای این برنامه به درآمدهای نفتی و امکاناتی که در اختیار داشتیم نیز وابسته بود. زمانی که قائد شهیدمان در قید حیات بودند، این موضوع را با ایشان هماهنگ کردیم. برخی می‌گفتند این منابع در بخش‌های دیگری هزینه شود، اما ما تأکید کردیم که مسکن و معیشت نیروهای نظامی برایمان اولویت دارد. رهبر شهیدمان نیز این موضوع را تأیید کردند.

با وجود اینکه بسیاری از اعضای جلسه سران و حتی برخی فرماندهان می‌گفتند منابع را در بخش‌های دیگری نیاز دارند، ما بر تأمین مسکن و معیشت این نیروها اصرار کردیم. از این طریق، بخشی از جامعه هدف را پوشش داده‌ایم.

برای اعضای هیئت‌علمی و دانشگاهیان نیز تمهیداتی در نظر گرفته شده است تا در چارچوب‌های تعیین‌شده، از زمین‌های دانشگاهی و ظرفیت تعاونی‌ها برای ساخت مسکن استفاده کنند.

برای محرومان نیز برنامه ویژه‌ای داریم. جلسه‌ای در این زمینه برگزار کردیم و دیروز هم تعداد زیادی از خانه‌هایی که افتتاح شد، به محرومان اختصاص داشت. با کمیته امداد نیز در حال طراحی برنامه‌هایی هستیم و معتقدیم با مشارکت‌های مردمی می‌توانیم مشکلات مسکن محرومان را تا حد زیادی برطرف کنیم.

این همان الگویی است که در ساخت خانه‌های بهداشت اجرا کردیم؛ پول نداشتیم، اما با کمک مردم آن‌ها را ساختیم. اکنون نیز همین کار را در حوزه مدارس انجام می‌دهیم. با مشارکت خیران، نزدیک به 28 هزار میلیارد تومان در این دوره جمع‌آوری شده است؛ در حالی که پیش از این، ارقام بسیار پایین‌تر بود. علاوه بر کمک‌های مالی، خود مردم نیز وارد میدان شدند، کار کردند و همراهی نشان دادند.

البته شما خواستید کوتاه پاسخ بدهم، اما برای حل این مسائل، روش‌های مختلفی را دنبال کرده‌ایم. واقعیت این است که میزان درآمد ما مشخص است و درآمدمان کاهش یافته، نه اینکه افزایش پیدا کرده باشد؛ در حالی که مشکلات بیشتر شده‌اند و باید به آن‌ها پاسخ بدهیم. به همین دلیل، برنامه‌هایی را پیش می‌بریم که بر مشارکت مردم استوار است و این الگو نیز نتیجه داده است.

برای نمونه در همین هفته دولت قرار است 2500 مدرسه جدید افتتاح کنیم. هیچ‌یک از این مدارس صرفاً با پول دولت ساخته نشده‌اند و این عدد بسیار قابل‌توجه است. در گذشته گاهی 10 یا 20 مدرسه افتتاح می‌شد یا حتی همان تعداد نیز به بهره‌برداری نمی‌رسید.

امروز تحقق کدام‌یک از وعده‌های انتخاباتی خود را دشوارتر از دیگر وعده‌ها می‌دانید؟

اصل همه وعده‌هایی که مطرح کردم، وحدت و انسجام است. اگر وحدت و انسجام داشته باشیم، می‌توانیم بقیه مسائل را حل کنیم و تحقق هیچ‌کدام از وعده‌ها دشوار نخواهد بود. اگر به وحدت برسیم و دست‌به‌دست یکدیگر بدهیم، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوانیم آن را حل کنیم.

اگر قرار باشد یکی از تصمیم‌های دولت شما در تاریخ ماندگار شود و بگویند این اتفاق مرهون دولت آقای پزشکیان بوده است، دوست دارید آن تصمیم یا اتفاق چه باشد؟

کریدورها، محله‌محوری، واگذاری اختیارات، اصلاح مدیریت و سپردن کار به کاردان؛ یعنی همان اصلی که خداوند می‌فرماید «إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها».

باید از گزینش‌های جناحی و گروهی دست برداریم و کار را به کاردان بسپاریم. در نتیجه، هدف باید انجام درست کار باشد.

غیر از قرآن و نهج‌البلاغه، کتاب دیگری هم مطالعه می‌کنید؟

تا دلتان بخواهد. فکر می‌کنید همه حرف‌هایی که می‌زنم، فقط از همین منابع است؟

آخرین کتابی که مطالعه کردید، چه بود؟

آخرین کتابی که خواندم «فراجامعه» نویسنده آمریکایی بود.

مگر می‌شود کتاب نخواند؟ باید تجربه‌ها، تاریخ، فرهنگ‌ها و شیوه‌های مختلف مدیریت را مطالعه کرد. برای حرف‌هایی که می‌زنم، شواهد علمی دارم و این‌گونه نیست که از خودم سخن بگویم.

پیش از رسیدن به ریاست‌جمهوری، کدام مسئله را ساده‌تر از آنچه واقعاً بود تصور می‌کردید؟

من اصلاً به این فکر نمی‌کردم که رئیس‌جمهور شوم. بیشتر به این فکر بودم که کاری کنیم مردم به صحنه بیایند؛ زیرا دشمن پس از اتفاقاتی که در سال 1401 رخ داده بود، شعار «نه به نظام و نه به جمهوری اسلامی» را مطرح می‌کرد و تلاش داشت حضور مردم را کم‌رنگ کند.

فکر کردم می‌توانیم مردم را به صحنه بیاوریم. وارد میدان شدیم و مردم نیز رأی دادند. اکنون آنچه در ذهن ماست، این است که می‌توانیم با کمک یکدیگر کشور را درست کنیم.

من به‌تنهایی نمی‌توانم کشور را درست کنم اما ما می‌توانیم. اگر این موضوع را باور کنیم و دست‌به‌دست یکدیگر بدهیم، کشور را درست خواهیم کرد.

اتحاد، اتحاد، اتحاد؛ مسئله اصلی، باور به اتحاد است.

آقای قالیباف در انتخابات نامزد بود. آقای زاکانی نیز مطالبی مطرح کرد که خودتان دیدید، ولی من پاسخی ندادم که حرمت میان ما شکسته شود. اکنون همه این افراد واقعاً به من کمک می‌کنند و از آن‌ها تشکر می‌کنم. آقای همتی در دوره‌ای نامزد انتخابات بود، آقای عارف نیز در دوره‌ای نامزد بود، آقای لاریجانی خداوند روحشان را شاد کند نامزد بودند، آقای محسن رضایی و آقای پورمحمدی نیز نامزد انتخابات بودند.

به همه این افراد می‌گوییم بیایید و به ما کمک کنید. دستشان باز است و هر کمکی که می‌توانند، انجام دهند. ما با کمک یکدیگر می‌توانیم کشور را درست کنیم و لزومی ندارد با هم دعوا کنیم.

اگر تاکنون مانده‌ایم، به برکت مردم و وحدت و انسجام‌مان بوده است. در آینده نیز زمانی خواهیم ماند که با مردم باشیم؛ اگر با مردم نباشیم، باقی نخواهیم ماند. در نتیجه، تمام وجود، ذهن و فکر ما با مردم است. خدا کمک کند که در برابر مردم عزیزمان شرمنده نشویم.

همه کسانی که در این آب‌وخاک زندگی می‌کنند، ایرانی‌اند. آن‌ها را با خوبی‌ها و بدی‌هایشان بپذیریم و باور کنیم که با هم هستیم. کمک کنیم مشکلات کسانی که گرفتاری دارند، حل شود؛ نه اینکه حذف شوند. دست‌به‌دست هم بدهیم تا بتوانیم ایران خودمان را آباد کنیم.

نباید وعده دروغ بدهیم. واقعیت این است که وضع ما خراب است؛ واقعیت این است که شرایط بسیار سخت است. همه دارند کمک می‌کنند و باید دست‌به‌دست هم بدهیم تا از این بحران عبور کنیم.

ببینید، باور من این است که ما روی گنج خوابیده‌ایم. مردم ما نباید گرسنه یا بیکار بمانند. خداوکیلی، اگر نتوانیم این مشکلات را حل کنیم، نمی‌توانم فردا پاسخ‌گوی خدا باشم؛ به‌خصوص اگر دلیلش اختلافات بیهوده‌ای باشد که با یکدیگر داریم.

ما روی گنج هستیم؛ جغرافیای ما گنج است، زیر پای ما گنج است، خاک ما گنج است و انسان‌های ما گنج‌اند. نمی‌فهمم چرا باید در چنین وضعیتی باشیم. این شرایط قابل قبول نیست؛ ما مقصریم و فردا نمی‌توانیم پاسخ‌گوی خدا باشیم.

این چیزی است که مرا رنج می‌دهد وگرنه مسائل دیگر اهمیت چندانی ندارند. مردم ما باید با عزت و در آسایش زندگی کنند، چون همه‌چیز داریم.
 

ثبت دیدگاه

شکیبا باشید ...