دستگاههای موسیقی ایرانی مانند دریا هستند
دستگاههای موسیقی ایرانی مانند دریا هستند؛ دریا یکی از برجستهترین مصادیق طبیعت است که در تخیل یک هنرمند، نقش واسطهای برای برانگیختن احساسات و الهام ایفا میکند.
به گزارش صنعتصنف، مراسم روز جهانی دریانوردی و ساخت قطعهای به همین مناسبت از سوی مجید اخشابی، خواننده کشورمان بهانهای دست داد تا ماهنامه «بندر و دریا» با او به گفتوگو بنشیند و از تأثیر دریا بر ساختههای موسیقی هنرمندان پرسوجو کند.
اخشابی دانشآموخته دکتری پژوهش هنر از دانشگاه هنر تهران و پسادکتری موسیقی درمانی از دانشگاه علامه طباطبایی است و سوابق طولانی در تولید آثار موسیقی، تدریس موسیقی، مقالات علمی، تألیف و ترجمه کتاب، عضویت در کمیتهها و شوراهای تخصصی موسیقی، داوری جشنوارهها و... دارد.
او با اشاره به زندگی در کنار دریا در دوران کودکی، از تأثیر آن بر زندگی و شکوفاشدن ذوق و انگیزهاش به موسیقی گفت و بر این باور است هر یک از دستگاههای موسیقی ایرانی مانند دریا هستند. اخشابی آثار موسیقایی زیادی با موضوعهای متفاوت ساخته و خوانندگی کرده است. در ارتباط با دریا نیز 3 ترانه به نامهای «اقیانوس»، «شقایق» و «ماه در اومد» دارد که هر یک شنیدنی است.
شما از خوانندگان سرشناس کشور هستید و تاکنون خاطرات و یادگاریهای ارزشمندی را در عرصه موسیقی از خود به جا گذاشتهاید و آشنایی عمیقی با این حوزه دارید؛ میخواستم نظرتان را درباره ارتباط دریا و بندر با موسیقی بدانم.
در هنر، طبیعت همواره برای هنرمند الهامبخش و منشأ تخیل بوده است؛ بهویژه در موسیقی، این ارتباط پررنگتر است. دریا یکی از برجستهترین مصادیق طبیعت است که در تخیل یک هنرمند، نقش واسطهای برای برانگیختن احساسات و الهام ایفا میکند. به همین دلیل تقریباً همه هنرمندان، بدون استثنا، در رویارویی با دریا تأثیر پذیرفتهاند و آثار متعددی با محوریت دریا خلق کردهاند.
البته این مسئله تنها به هنرمندان محدود نمیشود؛ برای عموم مردم نیز دریا همواره خیالانگیز، رؤیایی، جذاب، لذتبخش و سرشار از رمز و راز بوده است. همین ویژگی باعث میشود مواجهه با دریا نسبت به دیگر جلوههای طبیعت برای ما خاصتر و متفاوتتر باشد.
خوشبختانه کشور ما از این نعمت الهی محروم نیست. ایران از شمال و جنوب به دریا متصل است و این موضوع بسیار ارزشمند است. بسیاری از عزیزانی که در کنار دریا زندگی میکنند یا همواره با آن در ارتباط بودهاند، این سخن را تأیید میکنند. از این رو، ما ایرانیان واقعاً خوشبختیم که چنین جلوهای طبیعی در کشورمان داریم؛ در حالی که بسیاری از کشورها از این موهبت بیبهرهاند.
چه خاطره یا احساس شخصی از دریا دارید؟ بهویژه با توجه به اینکه خودتان اهل شمال هستید، درباره دریای خزر، خلیجفارس یا حتی اقیانوس، چه تجربه یا حسی دارید؟ و این عنصر چگونه بر خلقیات و آثار هنری شما تأثیر گذاشته است؟
من این شانس را داشتم که از کودکی در کنار دریا زندگی کنم. خانه ما حدود 100 قدمی ساحل بود و هنوز هم خانه پدریام همانجا حفظ شده است. انگار ما همسایه دریا بودیم و به محض اینکه کوچکترین فرصتی پیدا میکردیم، کنار دریا میرفتیم؛ تابستانها برای شنا و زمستانها برای ماهیگیری یا لذت بردن از چشماندازش. بزرگترین تأثیر دریا بر زندگی من از طریق ماهیگیری بود. با نخ نایلون ماهیگیری، یک تخته و یک میخ ساده توانستم سازی ابتدایی بسازم و احساساتم را بروز دهم. همین تجربه، خانوادهام را ترغیب کرد برایم سازی تهیه کنند و امکانات بیشتری فراهم آورند تا در مسیر موسیقی گام بردارم. جالب است که نخستین سازم، سیمهایش از نخ ماهیگیری ساخته شده بود.
به هر حال، هر کسی در کنار دریا قرار میگیرد ناخودآگاه به وجد میآید؛ من هم همینطور بودم و بسیاری از نغمههایم را کنار دریا ساختم. چه در دریای شمال و چه بعدها، زمانی که بزرگتر شدم و به جنوب کشور و سواحل اقیانوس سفر کردم. برای من، نگاه به دریا و حضور در کنارش همیشه لذتبخش و الهامبخش بوده است و میتوانم بگویم بسیاری از آثارم را کنار دریا ساختهام.
جالبتر اینکه حتی در علم پزشکی نیز تأیید شده که دریا میتواند تمام فرکانسهای موجود در طبیعت را در خود داشته باشد. در کنار دریا، گوش ما انگار ورزش میکند، چرا که همه فرکانسها، چه زیر و چه بم، در صدای دریا وجود دارد. به همین دلیل به کسانی که دچار مشکلات یا ضعف شنوایی هستند توصیه میشود بیشتر در کنار دریا قدم بزنند و در معرض صدای آن قرار بگیرند. از این منظر، میتوان گفت صدای دریا خود بهتنهایی خاصیت درمانی دارد.
اگر بخواهید یک قطعه موسیقی ایرانی را به دریا تشبیه کنید، کدام قطعه خواهد بود؟
به نظر من، دستگاههای موسیقی ایرانی هر یک مانند یک دریا هستند. این دستگاهها عمق بسیاری دارند. وقتی شما مثلاً در دستگاه شور مینوازید، احساس میکنید مدام به اعماق بیشتری کشیده میشوید. این دستگاهها قدرت غرق کردن آدمی را در خود دارند، درست مانند دریا. شور، نوا، ماهور، سهگاه، چهارگاه و دیگر دستگاهها هر یک جذبهای خاص دارند و میتوانند برای شنونده نوعی غرق شدن بیخطر را رقم بزنند. این موضوع یک واقعیت ملموس برای علاقهمندان و شنوندگان موسیقی ایرانی است.
در پایان درباره قطعهای که برای مراسم روز جهانی دریانوردی تولید کردهاید، توضیح دهید.
نگاه بلند و فرهنگی آقای رسولی، مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی و همه همکاران فرهنگی ایشان باعث شد کلید تولید این قطعه زده شود. من هم با افتخار تلاش کردم قطعهای بسازم که در شأن صنعت دریانوردی باشد و با این عرصه ارتباط مستقیم داشته باشد. انشاءالله با کوشش فراوان، این اثر آماده خواهد شد. همچنین در حال تهیه یک کلیپ هستیم که امیدوارم در همان همایش رونمایی شود. از خدا میخواهم با دعای خیر عزیزان، این توفیق نصیبم شود تا اثری ماندگار و یادگار خلق شود. به هر حال، عرصه فرهنگ و هنر بستری بسیار مستعد است که از طریق آن میتوانیم حرفههایی را که کمتر شناخته شدهاند، به جامعه معرفی و ارزش و اثرگذاریشان را برجسته کنیم.
صنعت دریانوردی عرصهای تاریخی، دوستداشتنی، خیالانگیز و رؤیایی است که باید بیش از پیش به آن پرداخته شود. ضروری است این صنعت در فرهنگ عمومی جامعه نمود و جلوه بیشتری پیدا کند. با شناختی که از آقای رسولی و همکارانشان دارم، امیدوارم نگاه جدیدی در این زمینه در جامعه اشاعه یابد و آگاهی تازهای نسبت به دریا، دریانوردی و اهمیت این حوزه در ذهن مردم شکل بگیرد.
در نهایت، ما باید دریانورد تربیت کنیم. بنادر فعال داشته باشیم و کاری کنیم که آحاد جامعه با این نوع حملونقل بیشتر آشنا شوند. مسیر تحقق این هدف نیز از دل فرهنگ و هنر میگذرد، چرا که این دو میتوانند این پیوند را بهسرعت و به زیباترین شکل ممکن برقرار کنند. من هم به سهم خودم تلاش میکنم و در این باره طراحیهای خاصی انجام داده و جلسات متعددی برگزار کردهایم. امیدوارم در عرصه فرهنگ و هنر گامهای مؤثری برداریم تا این صنعت بیش از پیش در جامعه متجلی شود.
ثبت دیدگاه